السيد المرعشي
670
شرح إحقاق الحق
چهار الف بايد نهاد والف أول أشارت بدانكه الف است وحرف أول والف دوم أشارت بدانكه صفحه أول است والف سوم أشارت بدانكه خانه أول است . ودر خانه دوم سه الف بايد نهاد ويك ب زيرا كه حرف وسطر وصفحه بر حال خود است وخانه أول به دوم متبدل شده ، وبر اين قياس عمل بايد كرد تا آخر حروف وأين را جامعه جفر كبير گويند زيرا كه جامع جميع آن چيزى است كه در أو احتمال تركيب واقع مى شود . اين است صورت جامعه . اما وجه دلالت اين صور خطى بر مدلولات عملي آن مخصوص أهل بيت است وجميع أئمة اثنى عشر اين دلالت را مى دانسته اند وما اين دلالت را نمى دانيم . اما طرق احتمالات وجه دلالت را في الجملة مى فهميم واگر تفصيل كنيم اين كتاب برنتابد . القصة حضرت امام عليه السلام از ساير أئمة مزيد مهارت در اين استنباط كامل وفايق بوده ، چنانچه روايت كرده اند كه در زماني كه مأمون خليفه آنح حضرت را از مدينه طلب نمود جهت آنكه ولايت عهد خود بدو تفويض كند سبب طلب آن بود كه مأمون چون از برادر خود محمد امين پرداخت وطاهر بن الحسين كه أو را ذو اليمينين گويند به بغداد آمد از خراسان ، ومحمد را به قتل آورد وعالم جهت مأمون مسخر شد وزير مأمون فضل بن سهل نام داشت . [ أو كه ] مردى بسيار داناى صاحب تجربه بود برادر خود را حسن بن سهل به حكومت بغداد فرستاد وحسن بن سهل از امراى عرب نبود ومردى منجم وصاحب قلم بود . امراى عرب كه در طرف كوفه وعراق بودند به امارت أو راضى نمى شدند وبر سادات علوي اتفاق مى كردند وبر مأمون خروج مى نمودند ودر هر مملكتي علوي خروج كرد وكار بر مأمون تنگ شد وهر چند از فضل بن سهل سبب اختلاف حال مملكت سؤال مى كرد فضل حقيقت حال را با أو نمى گفت كه اين بواسطة آن است كه امراى عرب از حكومت حسن بن سهل استنكاف مى نمايند وبا علويان اتفاق مى كنند وخروج مى نمايند بر مأمون . چون حال علويان قوت گرفت وحال دولت مأمون اختلال پذيرفت فضل بن